در دادگاه محاکمه:

  • حیات و عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیونها ایرانی و نسلهای متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آورده‌اند تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده‌ام. من به حس و عیان میبینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقتهایی که امروز گریبان همه را گرفته، به ثمر رسیده‌است و خواهد رسید. عمر من و شما و هر کس چند صباحی، دیر و یا زود به پایان میرسد. ولی آنچه میماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است.
  • آری تنها گناه من وگناه بزرگ و بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کرده‌ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیمترین امپراطوریهای جهان را از این مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوفترین سازمانهای استعماری و جاسوسی بین المللی درافکنده ام و به قیمت از بین رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا با همت و اراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را درنوردم. من طی این همه فشار و ناملایمات، این همه تهدید و تضییقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خود غافل نیستم و به خوبی میدانم که سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی شود که ممکن است در آتیه در سراسر خاورمیانه در صدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعمار برآیند.
+ نوشته شده توسط سهیل در ۸۸/۰۶/۲۵ و ساعت 15:10 |

چند مطلب جدید:

و باز هم یاد یار ، یار که چه گویم دلدار              

دلداری که آمد ، جنگید ، ساخت و بدون سپاس همه را وداع گفت

آری باز صحبت از مصدق است آن مردی که از مردم و برای مردم بود


 

 

كابينه دكتر محمد مصدق از راست: محمد‌علي وارسته، باقر كاظمي، دكتر مصدق، دكتر حسن ادهم،علي هيئت، حسنعلي فرمند،جواد بوشهري، سرلشكر زاهدي، دكتر كريم سنجابي

 

+ نوشته شده توسط سهیل در ۸۸/۰۶/۲۵ و ساعت 14:50 |

مروری کوتاه به چند واقعه تاریخی:

در چنین روزی

روزی که دکتر مصدق و یارانش بازداشت شدند

دکترمصدق را پس از دستگیر کردن از خودرو زندان نظامی خارج می کنند

     ۲۰ اوت ۱۹۵۳ یک روز پس از براندازی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دکتر مصدق و چند تن از یارانش از جمله دکتر صدیقی و دکتر شایگان در خانه ای در خیابان کاخ دستگیر و زندانی شدند. آنان عصر ۲۸ مرداد هنگامی که خانه دکتر مصدق زیر گلوله بود از راه دیوار خانه خارج شده بودند.

 

 

 

 

دکتر مصدق بمانند
همه رهبران ملی
غالبا لباس ساده
و خانه می پوشید

در همین روز بسیاری از مقامات و هواداران دکتر مصدق دستگیر و به افسرانی که در عملیات براندازی شرکت کرده بودند یک درجه ترفیعی داده شد. دسته های شعار دهنده بر ضد دکتر مصدق در روز ۲۸ مرداد روزی که با آرامش و مطابق معمول آغاز شده بود ۲۰۰- ۳۰۰ نفری بودند که عمدتا با کامیون حرکت می کردند، ولی ماموران انتظامی حاضر به جلوگیری از آنان نمی شدند و مانعی بر سر راهشان نبود. در آن روز ظرف چند ساعت سه بار روسای شهربانی کل تغییر یافته بودند و …. دکتر مصدق تا آخرین لحظه باور نمی کرد که تغییر دولت او با این عملیات ظاهرا کوچک عملی باشد. طبق مندرجات صفحه ۳۴۱ خاطرات دکتر مصدق، وی رجال کشور و مقامات ارشد (آن زمان) را سه گروه می دانست: یک گروه را مخلوق سیاست خارجیان معرفی می کرد که با نظر خارجی وارد کار می شوند و مصالح خود را با مصالح خارجی توام می کنند و آنجا که برای خارجی نفعی نباشد، آنان نفعی ندارند و … و دو دسته دیگر رجال و مقامات خیرخواه وطن و هموطنان هستند، منتها شماری از آنان خیرخواه غیر مبارز هستند که برای سربلندی، استقلال و آزادی عمل کشور و پیشرفت آن باید گروه اول را به حداقل و "صفر" رساند و خیرخواهان غیرفعال را تشویق و دلگرم به فعال شدن کرد و ….

دکتر شایگان و دکتر صدیقی ـ دو مرد نامدار وطن ـ همزمان با دکتر مصدق دستگیر شدند.

 

نقش اینتلیجنس سرویس انگلستان در براندازی دکتر مصدق :

 

 

پشت جلد کتاب قطور «ام. آی ـ ۶» تالیف استیفن دوریل

در زمینه براندازی ۱۹ اوت سال ۱۹۵۳ (۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی) کتابهای متعدد و نظرات بسیار انتشار یافته است که هر کدام حاوی تاریخچه ای از این رویداد است. از جمله کتابی که خلاصه ای از یک فصل آن در زیر می آید:
     MI – 6(اینتلیجنس سرویس انگلستان از درون) عنوان کتابی است که محقق و استاد انگلیسی، استیفن دوریل Dorril، آن را تالیف کرده و از کتب سال ۲۰۰۰ است. در این کتاب که یک فصل آن (فصل ۲۸ از صفحه ۵۵۸ تا ۶۰۰) به ایران اختصاص یافته، مولف نوشته است که معمولا رسم و عادت نبوده است که درباره این سازمان که یکی از سرویسهای جمع آوری اطلاعات در جهان است عکس و مطلب انتشار یابد و رسانه ها قلمفرسایی کنند. به نوشته مولف کسانی که تاکنون درباره کارهای این سازمان نوشته اند از رقبای آن و یا از اعضای ناراضی بوده اند و پس از انتشار نیز از مزاحمت و ارعاب این سازمان مصون نمانده اند. بنابراین، کتاب ۹۰۰ صفحه ای او منحصر به فرد است. در این کتاب آمده است با این که انگلستان، دیگر یک قدرت بزرگ جهانی نیست معذلک اینتلیجنس سرویس آن به همان روش دوران امپراتوری ادامه کار می دهد. این سازمان نقش مهمی در جریان جنگ سرد داشت و به عقیده "دوریل" وجود آن برای انگلستان ضرورت حیاتی دارد.
    مولف درباره فعالیتهای اینتلیجنس سرویس در دوران حکومت مرحوم دکتر مصدق، نوشته است که دولت انگلستان در سال ۱۹۴۹ از طریق ایستگاه اینتلیجنس سرویس در تهران متوجه شده بود که سهم ایران از نفت (۱۰ تا ۱۲ درصد) بسیار ناچیز است و به تدریج صدای مردم را در می آورد. بنابراین یک ضمیمه به قرارداد ۱۹۳۳ تهیه شد که دکتر محمد مصدق مخالفت با استثمار نفت را آغاز و مردم عاطفی و احساساتی ایران را وارد یک مبارزه دامنه دار ناسیونالیستی کرد و در این شرایط کسی جرات نمی کرد بدون قبول خطر، این ضمیمه را به مجلس بدهد. در این زمان، آمریکا با کشور سعودی یک قرارداد نفتی ۵۰ – ۵۰ امضاء کرد و این وسیله بسیار خوبی برای دکتر مصدق بود که ایرانیان را پشت سر خود متحد سازد.
    به توصیه میلن Milne رئیس ایستگاه اینتلیجنس سرویس در تهران که در مجلس عواملی داشت،
    انگلیسی ها تصمیم گرفتند که بر ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳، اصلاحیه ای بنویسند و سهم ایران را افزایش دهند و مبلغی نیز علی الحساب به دولت ایران بدهند تا حقوق کارمندان عقب نیفتد و مخالفت ها کمتر شود که دکتر مصدق روز ۱۹ فوریه سال۱۹۵۱ طرح ملی شدن صنعت نفت ایران را به کمیسیون نفت مجلس داد. روز سوم مارس (۱۲ روز بعد) سپهبد رزم آرا نخست وزیر وقت که شهرت به دوستی با انگلستان را داشت طی اعلامیه ای که در مجلس قرائت و از رادیو دولتی خوانده شد اقدام دکتر مصدق را به دلایل فنی غیرعملی خواند که چهار روز بعد ترور شد و مجلس طرح ملی شدن نفت را تصویب کرد و شاه که همواره کوشش داشت افراد ضعیفی را نخست وزیر کند تا قدرت در دست خودش باشد تحت تاثیر احساسات ناسیونالیستی ایرانیان که مقاومت در برابر آن امکان ناپذیر است، بر خلاف میل باطنی و از روی اجبار تمایل مجلس به نخست وزیر شدن دکتر مصدق را پذیرفت. مصدق که به صورت یک بت درآمده و رهبری ناسیونالیسم ایرانی را به دست گرفته بود روز دوم ماه مه شاه را وادار به امضای مصوبه مجلس کرد و انگلستان نه تنها نفت ایران بلکه درآمد قابل ملاحظه خود از مالیات نفت را از دست داد و هنگامی که دکتر مصدق اعلام کرد که ملی کردن صنعت نفت مقدمه پاک کردن ایران از هرگونه نفوذ خارجی است که از ۱۵۵۷ میلادی آغاز شده، قلمرو ایران را کوچک و ایرانیان را تحقیر کرده است، اینتلیجنس سرویس به دولت انگلستان هشدار داد که اگر دکتر مصدق و افکار او دوام یابد سایر کشورهای مشابه ایران چنین خواهند کرد و … و از همان زمان طرح انواع نقشه برای از میان برداشتن دکتر مصدق و سرکوب کردن ناسیونالیسم ایرانی پیش از آن که جهان را همانند گذشته به دنبال خود بکشاند آغاز شد. سازمانهای اطلاعاتی آمریکا دکتر مصدق را مردی فوق العاده آگاه، با هوش، ولی یکدنده، دوست داشتنی و سخنور که مطلقا حاضر نمی شود بر سر منافع ایران و ایرانیان وارد معامله شود توصیف کردند و اینتلیجنس سرویس فقط صداقت و امانت و ایراندوستی او را قبول داشت و وی را در مسائل ملی بدون گذشت و تقریبا خشن گزارش کرده بود.
     منابع آمریکایی محبوبیت فوق العاده دکتر مصدق را نتیجه خسته بودن ایرانیان از مقامات آزمند و خائن پیش از او، فساد اداری و موروثی شدن ادارات دولتی میان خاندانهای معین و ناامنی راهها و اجحاف سرمایه داران و فئودالها و نیز رقابت قدرتهای اروپائی با هم بر سر ایران می دانستند و معتقد بودند که ایرانیان دکتر مصدق را به صورت یک فرشته نجات می پندارند، که به همه این مسائل پایان خواهد داد.
     مولف نوشته است که تفاوت سیاست آمریکا و انگلستان از آغاز جنبش ناسیونالیستی دکتر مصدق سبب شد که هماهنگی ۱۰ ساله (از زمان جنگ دوم) دو کشور بر سر ایران بر هم بخورد. با وجود این اینتلیجنس سرویس پی در پی مسائلی را برای آمریکائیان مطرح می ساخت تا آنها را وادار به سرنگون ساختن حکومت مصدق کند. اینتلیجنس سرویس ماموران تازه ای را که فارسی می دانستند در لباس روزنامه نگار، کارمند سفارت و یا استاد و محقق به ایران گسیل داشت که یکی از آنها بانو لامتون Lambton بود.
     بررسی های این ماموران و تماس آنها با مقامات محلی در حوزه های نفتی باعث شد که در یک مورد،  دولت انگلستان تصمیم به اعزام نیرو جهت تصرف مناطق نفت خیز ایران بگیرد، ولی از مداخله شوروی براساس قرارداد ۱۹۲۱ تهران و مسکو هراس داشت و در این زمینه با دولت آمریکا که در "کره" درگیر جنگ بود به مشورت پرداخت که رئیس جمهوری آمریکا زمان و مکان را برای این حمله مناسب و منطقی ندانست و گفت که روسها جبهه تازه ای خواهند گشود که مسیر تاریخ را عوض خواهد کرد. به علاوه، کنترل (ره گیری) مخابرات واحدهای ارتش ایران توسط ناو انگلیسی Urius نشان داد که در صورت حمله نظامی، مقاومت ارتش ایران شدید خواهد بود و صدها هزار ناسیونالیست داوطلب به صفوف ارتش خواهند پیوست و اگر آبادان هم تصرف شود نگهداری آن دشوار خواهد بود.
     از آن پس، کار اینتلیجنس سرویس شده بود ترسانیدن آمریکائیان از کمونیست شدن ایران با این استدلال که دکتر مصدق دست به اصلاحات اجتماعی خواهد زد و مردم با سوسیالیسم خواهند شد و بسیاری از آنها از آن راه خواهند رفت و بالاخره ایران، "ایرانستان"! آشنا خواهد شد و از سوی دیگر به آمریکائیان نوید می دادند که در صورت حل مسئله نفت، چهل درصد آن را به شرکتهای آمریکایی خواهند داد. هدف انگلیسی ها آن بود که اگر حادثه ای رخ دهد آمریکا را در برابر شوروی قرار دهند که فقط آن دو دولت قادر به معارضه هم بودند. 
  اینتلیجنس سرویس از دوستان شاه نیز غافل نبود از جمله پرون Perron و شاپور پورتر که تابعیت ایران و هند – هر دو – را داشت. ماموران سرویس جاسوسی انگلستان حتی پی برده بودند که شاه با زنی از خانواده "د" رفاقت دارد. آنها برای برانداختن حکومت مصدق به گردآوری افراد پرداختند که دو برادر "رشیدیان" از آن جمله بودند. به نوشته مولف، ماموران انگلیسی به این دو برادر هرماه ده هزار لیره استرلینگ (در آن زمان هر لیره مساوی با چهار دلار آمریکا بود) می دادند و کار آنها در آغاز جمع آوری "رای" برای مخالفان دکتر مصدق در انتخابات بود تا از اکثریت نیافتند. همچنین این ماموران فرزندان این دو برادر را به لندن برده بودند تا درس بخوانند و هر گونه وعده به آنها می دادند. این زمان، ایامی بود که انگلیسی ها به هر کس که قادر بود اقدامی بر ضد دکتر مصدق کند پول می دادند از جمله تیمور بختیار که با ثریا زن وقت شاه بستگی خانوادگی داشت. غافل از این که آمریکائیها هم به خانهای قشقایی پول و وعده می دادند!. 
   بالاخره پلیس دکتر مصدق خانه ریچارد سدان Seddon یکی از مقامات نفتی انگلستان در تهران را مورد بازرسی قرارداد و اسناد متعدد از رشوه دادنها و توطئه ها را به دست آورد که به "پرونده سدان" معروف شده است.
    ماموران مخفی آمریکا که در طول این مدت بیکار نبودند هدفهای خود را که گاهی با هدفهای انگلیسی ها موازی بود دنبال می کردند. هدف اصلی آمریکا این بود که جای انگلستان را در ایران بگیرد و در آن زمان برایش مبارزه با کمونیسم بر منافع نفت می چربید.
    مولف کتاب ضمن بر شمردن اسامی جاسوسان آمریکا و انگلستان در ایران نوشته است پس از قطع روابط ایران و انگلستان، ماموران آمریکا فعالتر شدند و ابتکار عمل را به دست گرفتند. 
   کناره گیری قوام السطنه پس از چند روز حکومت بر اثر فشار و تظاهرات بی سابقه و خونین مردم، به آمریکا و انگلستان فهماند که خاتمه دادن به حکومت مصدق کار آسانی نیست و اگر بر ضد جان او هم سو قصد شود ایران غرق در آتش و خون خواهد شد. کودتای نظامی راه حل تشخیص داده شد و به موازات آن تبلیغات ضد مصدق، که ایران را با سیاستهای خود ویران ساخته و … شروع شد و برای این منظور حتی سید ضیاء طباطبایی را از فلسطین به تهران آوردند. ژنرال زاهدی که بعدا نخست وزیر دولت کودتا شد از سوی ماموران انگلیسی به آمریکائی ها معرفی شد. انگلیسی ها در دوران جنگ جهانی دوم زاهدی را که یک افسر معمولی در اصفهان بود زیان آور تشخیص داده بودند و او را به فلسطین تبعید کرده بودند! 
  ماموران آمریکایی ضمن جلب ژنرالهای ناراضی از مصدق، بانکداران ایران از جمله ابتهاج و دکتر محمد نصیری و جمعی از سیاسیون را به سوی خود کشانیدند. به گونه ای که سران بانک ملی آنها را از جزئیات وضعیت مالی دولت که به علت محاصره اقتصادی و قطع درآمد نفت خوب نبود آگاه می کردند. لغو نظام سلطنتی در مصر و روی کار آمدن افسران آزاده و ظهور ناسیونالیسم عرب که المثنای ایران بود غرب را بر آن داشت پیش از آن که افکار مصدق جهانگیر شود و به ملل دیگر سرایت کند به حکومت او پایان دهد.
     در پی قطع رابطه ایران با انگلستان، اینتلیجنس سرویس از قبرس با عوامل خود در ایران ارتباط داشت. ورود محققان و روزنامه نگاران و نمایندگان شرکتهای واقعی یا دروغین آمریکایی به ایران چند برابر شد و همه آنها، نتیجه بررسیهای خود را به "سیا" گزارش می کردند. ایرانیان ضد مصدق که در عین حال به آمریکا نزدیک بودند تشویق به دریافت پروانه نشریه می شدند تا با مقالات خود مردم را از اطراف دکتر مصدق پراکنده سازند و نسبت به او مایوس کنند. با وجود این، ترومن در دست زدن به کودتا بر ضد دکتر مصدق تردید داشت که ژنرال آیزنهاور در ژانویه ۱۹۵۳ روی کار آمد و تصمیم به اجرای نقشه کودتا گرفت. مرگ ناگهانی استالین سد بزرگی را از سر راه برداشت. انگلیسی ها عوامل خود از جمله دو برادر رشیدیان را در اختیار آمریکائیان قرار دادند. شاه نیز که اختیاراتش توسط دکتر مصدق محدود شده بود آماده قبول هر پیشنهادی بود. "کرمیت روزولت" رئیس ماموران سیا در خاورمیانه یک رشته مذاکرات طولانی را با سران اینتلیجنس سرویس درباره ساقط کردن حکومت دکتر مصدق برگزار کرد اواخر فوریه سال ۱۹۵۳ (ماجرای ۹ اسفند ۵۳ مقابل کاخ شاه) دست به یک آزمایش کوچک در تهران زده شد تا توان مقابله نظامی دکتر مصدق ارزیابی شود و سپس به ایجاد چند گروه از جمله کمیته نجات وطن، اتحادمیهن پرستان و … اقدام شد. گیلانشاه فرمانده نیروی هوائی، نصیری فرمانده گارد شاه، تیمور بختیار فرمانده پادگان کرمانشاه، یک افسر ژاندارم به نام "اردوبادی"، غلامرضا اویسی فرمانده گردان تانک، محمد خواجه نوری و … بر اثر ترغیب و وعده های ماموران آمریکا به جمع ناراضیان از حکومت مصدق که ماموران جاسوسی انگلستان معرفی کرده بودند پیوستند. عملیات از ۲۵ ژوئن آغاز شد. در کره جنگ در حال فروکش کردن بود و آمریکا مامورانی را از آن کشور به ایران فرستاده بود. شاه عمدتا به تقاضای آمریکا فرمان عزل دکتر مصدق را محرمانه صادر و زاهدی را نخست وزیر کرد، ولی دکتر مصدق فرمان را مغایر قانونی اساسی خواند و رد کرد زیرا طبق قانون اساسی آن زمان، مجلس باید فردی را به عنوان نخست وزیر به شاه پیشنهاد می کرد نه این که شاه، خود نخست وزیر برگزیند. این اقدام شاه یک کودتا تلقی شد. شاه از ترس و نیز به توصیه ماموران آمریکائی از کشور فرار کرد. مردم به خیابانها ریختند و خواهان جمهوری شدند و غرب بر آنها عنوان کمونیست گذارد. در یک روز هشت روزنامه ضد مصدق که پروانه آنها قبلا صادر  شده بود دست به انتشار زدند. دکتر مصدق ظاهرا به تقاضای سفیر آمریکا ادامه تظاهرات را ممنوع کرد و همین امر باعث شد که نظامیان ناراضی از یک سوی، عربده کشان خیابانی و دسته های اوباش که از ماموران آمریکایی پول نقد گرفته بودند از سوی دیگر به حرکت درآمدند هر جا را که رسیدند سوزاندند و غارت کردند. مقابل خانه دکتر مصدق در خیابان کاخ با مقاومت شدید و خونین افراد گارد وی رو به رو شدند ولی پایداری طولی نکشید. زاهدی که در تانک مخفی شده بود به رادیو (بیسیم – مجاور پل سیدخندان) رفت و فرمان نخست وزیری خود را قرائت کرد. با این کودتا ایران عملا زیر سلطه آمریکا قرار گرفت و تا سال ۱۹۷۹ یکی از جبهه های جنگ سرد دو ابر قدرت بود.

+ نوشته شده توسط سهیل در ۸۸/۰۶/۲۴ و ساعت 23:4 |

نفت روزگار ما را سیاه کرد!

شاید وقتی آن بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران٬ دکتر محمد مصدق نفت ایران را ملی کرد. هیچگاه فکر نمیکرد که این طلای سیاه چه فلاکتهایی برای مردم این سرزمین کهن به بار خواهد آورد.یادم نیست کجا اما جایی خوانده بودم که یکی از دلایلی که باعث شده در ۱۰۰ سال اخیر دموکراسی در خاور میانه نهادینه نشود اقتصاد مبتنی بر نفت در کشورهای خاور میانه است. در اکثر این کشورها نظامهای خود کامه و استبدادی حاکم شده اند.و نهادهای مدنی و جنبشهای عدالتخواه با پولی که از طلای سیاه بدست این دولتها میرسد سرکوب میشوند.

در حقیقت در کشور ما چون اقتصاد  وابسته به نفت است.و اتفاقا چون بهره برداری از منابع نفتی به طور کل در اختیار حاکمیت است لذا همه مردم جیره خوار دولت محسوب میشوند.در حالی که در اکثر کشورهای توسعه یافته جهان بزرگترین سرمایه ٬منابع انسانی آن کشورها شامل: متخصصان٬استادان دانشگاهها ٬دانشجویان٬ معلمان هستند در کشور های جهان سوم مانند ما بزرگترین منبع و سرمایه ملی نفت است.لذا در مملکت ما دولت اصلا برای سرمایه های انسانی ارزش قایل نیست و حقوق آنها رامحترم نمی شمارد.چرا؟ چون به وجود سرمایه های انسانی وابستگی ندارد و با اقتصاد بیمار حاصل از نفت روزگار میگذراند.

البته متخصصان وزارت نفت و بطور کل مجموعه پرسنل آن از این خیمه شب بازی مستثنی هستند.در بین مجموعه کارمندان دولت حق و حقوق کارکنان وزارت نفت از بقیه بالاتر است.در حالی که از لحاظ تخصص و مدارج علمی آنها با همه کارمندان دولت برابرند ولی از لحاظ حقوق و مزایا چندین برابر کارمندان  دولت حقوق ومزایا دریافت میکنند.یک کارمند ساده وزارت نفت با مدرک دیپلم ۳ تا ۴ برابر یک معلم با مدرک فوق لیسانس و یا حتی یک پزشک حقوق دریافت میکند.و این تبعیض آشکار باعث سرخوردگی دیگر کارمندان دولت و مهاجرت بسیاری از متخصصان و یا به اصطلاح فرار مغزها شده است.و متاسفانه نهادهای مدنی مانند جنبش دانشجویی ٬ جنبش معلمان و کارگران با پول نفت سرکوب میشوند.

در حقیقت دولت و حاکمیت خود را وابسته به مردم نمیبیند بلکه بلکه حیات و ممات خود را در گرو نفت و منابع حاصل از آن میبیند و بر عکس مردم وابستگی بسیاری به در آمد دولت و پول نفت دارند.اگر ما نفت نداشتیم قطعا نقش منابع انسانی در اقتصاد دولتی بسیار پر رنگ تر بود و اصطلاحا دولت خود را وامدار ملت میدید.اما اکنون با این اقتصاد تک محصولی دولت فقط خود را وامدار مجموعه وزارت نفت میبیند.لذا میبینیم با دستور احمدی نژاد وزارت نفت از لایحه خدمات کشوری(نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان  دولت) مستثنی می شود.و هیچگاه تحقیق و تفحص از آن صورت نمیگیرد.

 

ای نفت سیاه خرابی از کینه تست

 

بیدادگری    شیوه    دیرینه   تست

 

ای نفت    اگر سینه   تو بشکافند

 

بس آه یتیم و ناله در سینه تست

 

[dr.mohammad+mosadegh+(1).jpg]

 

[dr.mohammad+mosadegh.jpg]

 

 

+ نوشته شده توسط سهیل در ۸۸/۰۶/۲۴ و ساعت 21:49 |
 

 

آیا می دانستید که:

1- دکتر مصدق هنگام سفر به آمریکا برای شرکت در دادگاه لاهه و دفاع از ایران به جای خرج از بیت المال و پول دولت , زمین هایی که از پدرش به او به رسیده بود را فروخت و با آن پول به آمریکا رفت .2- دکتر مصدق در هنگامی که به علت سرطان فک در بیمارستان بود به او گفتند که باید برای بهبود به انگلیس بروی و او گفت من پول و سرمایه ی این ملّت را برای بهبود خودم خرج نمیکنم.3- دکتر مصدق در سال 1951 از نظر مجله ی TIME مرد سال شناخته شد.

 

 

 

 

مجله تایم مقاله را به این ترتیب شروع میکند:

 ”صدای بم و آشنای نخست وزیر محمد مصدق، در بعد از ظهری از هفته گذشته از رادیو تهران شنیده شد. برای مدت 90 دقیقه آن پیر مرد با اراده در باره 19 ماه مذاکرات نفت بریتانیا-ایران به گلایگی پرداخت، و بعد به نقطه اوجش رسید: <<ایران حد اکثر تلاشش را کرده است اما دولت بریتانیا همواره در ران رسیدن به  توافق مانع ایجاد کرد. آنها (بریتانیا) بدین ترتیب ایران را مجبور کرده اند تا روابطش را با آنها قطع کند.>>”

این مقاله در پایان از قول هنری گرادی، که برای 14 ماه سفیر آمریکا در تهران بود، میگوید:

“اگر بریتانیا و آمریکا از سرهنگ علی رزم آرا، نخست وزیر سابق ایران که دوست غرب بود و با حرکت ملی شدن نفت نیز مبارزه میکرد، حمایت کرده بودند، اوضاع به حالت فعلی در نیامده بود و رزم آرا هم ترور نشده بود.” (گرادی این سخنان را در سانفرانسیسکو گفت.)

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سهیل در ۸۸/۰۶/۲۴ و ساعت 13:14 |

دستور دكتر مصدق براي خروج اشرف پهلوي از ايران

 

در چنين روزی در سال 1331 خورشيدی به دستور دكتر مصدق نخست وزير وقت ، اشرف پهلوي خواهر دوقلوي شاه، ايران را ترك كرد و روانه اروپا شد.

دكتر مصدق با مداخله بستگان و نزديكان شاه در امور كشور شديداً مخالف بود و براي پيشگيري از توطئه احتمالي اشرف بر ضد دولت خود دستور داده بود كه از كشور خارج شود.

 

اشرف يك سال بعد در همين زمان ( در آستانه براندازي 28 مرداد ) به گونه اي محرمانه به ايران بازگشت !.

 

 

يك محاكمه ‌تاريخي به روايت ‌تصوير
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط سهیل در ۸۸/۰۶/۲۳ و ساعت 21:46 |
ملی شدن نفت و نخست وزیری

در انتخابات مجلس شانزدهم با همه تقلبات و مداخلات شاه و دربار، صندوق های ساختگی آراء تهران باطل شد. عبدالحسین هژیر وزیر دربار به قتل رسید و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق به مجلس راه یافت. پس از کشته شدن نخست‌وزیر وقت سپهبد حاجیعلی رزم‌آرا، طرح ملی شدن صنایع نفت به رهبری دکتر مصدق در مجلس تصویب شد. پس از استعفای حسین علاء که بعد از رزم‌آرا نخست وزیر شده بود، در شور و اشتیاق عمومی دکتر مصدق به نخست وزیری رسید و برنامه خود را اصلاح قانون انتخابات و اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت اعلام کرد. پس از شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح این شکایت در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و با توضیحاتی که در مورد قرارداد نفت و شیوه انعقاد و تمدید آن داد، دادگاه بین‌المللی خود را صالح به رسیدگی به شکایت بریتانیا ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در راه بازگشت به ایران به مصر رفت و مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.

کشمکش با دربار و مخالفان

انتخابات دوره هفدهم مجلس به خاطر دخالت های ارتشیان و دربار به تشنج کشید و کار به جایی رسید که پس از انتخاب ۸۰ نماینده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه‌های باقی مانده را صادر کرد.
دکتر مصدق برا ی جلوگیری از کارشکنی های ارتش و دربار درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه کرد. این درخواست از طرف شاه رد شد. به همین دلیل دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ از مقام نخست‌وزیری استعفا کرد. مجلس قوام السلطنه را به نخست‌وزیری انتخاب کرد و او با صدور بیانیه شدید الحنی نخست وزیری خود را اعلام کرد. مردم ایران که از برکناری دکتر مصدق خشمگین بودند، در پی چهار روز تظاهرات در حمایت از دکتر مصدق، که به کشته شدن چندین نفر انجامید، موفق به ساقط کردن دولت قوام گردیدند.
در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دکتر مصدق بار دیگر به نخست‌وزیری ایران رسید.
در ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ دربار با کمک عده‌ای از روحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش توطئه‌ای علیه مصدق کردند تا او را از بین ببرند. نقشه این بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شود و اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است.
مصدق از نقشه اطلاع یافت و توانست جان بدر برد و توطئه شکست خورد.چند روز بعد عمال دربار و چند تن از افسران اخراجی سرتیپ افشارطوس رییس شهربانی دکتر مصدق را ربودند و پس از شکنجه کشتند. به دنبال استعفای بسیاری از نمایندگان طرفدار مصدق، دولت اقدام به همه‌پرسی (رفراندم) در کشور کرد تا مردم به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همه‌پرسی (که به خاطر همزمان نبودن رای‌گیری در تهران و شهرستان‌ها و جدا بودن صندوق‌های مخالفان و موافقان مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت) در حدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای دادند و مجلس در روز ۲۳ مرداد ۱۳۳۲ منحل شد.

 

 

 

کودتا علیه دولت مصدق

در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ طبق نقشه‌ سازمان‌های جاسوسی امریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق، شاه فرمان عزل دکتر مصدق را امضا کرد و رییس گارد سلطنتی، سرهنگ نصیری را موظف کرد تا با محاصره خانه نخست وزیر فرمان را به وی ابلاغ کند.
همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی مامور بازداشت عده‌ای از وزرای دکتر مصدق گشتند ؛ ولی نیروهای محافظ نخست‌وزیری رییس گارد سلطنتی و نیروهایش را خلع سلاح و بازداشت کردند.

در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولت‌های امریکا و بریتانیا دست به کودتای دیگری زدند که این‌بار باعث سقوط دولت مصدق شد. در این روز سازمان سیا با خریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خیابان‌ها کشانید. کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندین ساعت نبرد خونین گارد محافظ نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غارت کردن به آتش بکشانند.
در روز 29 مرداد دکتر مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری سرلشکر زاهدی تسلیم کردند. بدین ترتیب در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳) سازمان های جاسوسی بریتانیا و ایالات متحده امریکا با کودتا دکتر مصدق را برکنار کرده و محمدرضا شاه پهلوی را که پس از شکست کودتای 25 مرداد به رم رفته بود بازگرداندند و به قدرت رساندند.

 

محاکمه و زندان و خانه نشینی

مصدق پس از کودتای ۲۸ مرداد در دادگاه نظامی محاکمه شد. او در دادگاه از کارها و نظرات خود دفاع کرد. دادگاه وی را به سه سال زندان محکوم کرد. پس از گذراندن سه سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در احمد آباد تبعید شد و تا آخر عمر تحت نظارت شدید بود.
در سال ۱۳۴۲ همسر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن ۸۴ سالگی درگذشت. حاصل ازدواج وی و دکتر مصدق دو پسر و سه دختر بود.
در۱۴ اسفندماه ۱۳۴۵ دکتر محمد مصدق به دلیل بیماری سرطان، در سن ۸۴ سالگی درگذشت.
مصدق وصیت کرده بود او را کنار شهدای ۳۰ تیر در ابن بابویه دفن کنند ؛ ولی با مخالفت شاه چنین نشد و او در یکی از اتاق های خانه‌اش در احمد آباد به خاک سپرده شد.

 

 

 

dr mosadegh

 

«خدا مي‌داند پاك‌ماندن در اين كشور چقدر سخت است. لازمه‌اش اين است كه انسان خيلي از محروميت‌ها را قبول كند و با دقت و احتياط زندگي كند. تا هزارها مثل من در راه آزادي فنا نشوند، وطن عزيز ما روي آزادي و استقلال را نخواهد ديد.»  دکتر محمد مصدق

 

 

دوشنبه، 14 اسفند هر سال برابر با سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق است. در سال 1345 هـ .ش دكتر محمد مصدق، نخست‌وزير سال‌هاي 1330 تا 1332 خورشيدي و رهبر جنبش ملي شدن صنعت نفت به سن 85 سالگي در قريه احمدآباد طالقان و در حالت تبعيد درگذشت. او كه با استقبال پرشور ملت ايران، يكي از معدود كابينه‌هاي دموكراتيك نظام مشروطيت را تشكيل داده بود، با كودتاي آمريكايي ـ انگليسي 28 مرداد 1332 از كار بركنار و محاكمه، زنداني و تبعيد شد.

دكتر محمد مصدق،20 تير ماه 1330خورشيدي در مجلس شوراي ملي  گفته بود: «اكنون آفتاب عمر من به لب بام رسيده و دير يا زود بايد به راهي بروم كه همه ناگزير، خواهند رفت ولي چه زنده باشم و چه نباشم، اميدوارم و بلكه يقين دارم كه اين آتش خاموش نخواهد شد و مردان بيدار كشور اين مبارزه ملي را آن‌قدر دنبال مي‌كنند تا به نتيجه برسند و اگر قرار باشد در كشور خود، آزادي عمل نداشته باشيم و بيگانگان بر ما مسلط باشند و رشته‌اي بر گردن ما بگذارند و ما را به هر سوي كه مي‌خواهند بكشند، مرگ بر چنين زندگي‌اي ترجيح دارد و مسلم است كه ملت ايران با آن سوابق درخشان تاريخي و خدماتي كه به فرهنگ و تمدن جهان كرده است، هرگز زير بار اين ننگ نمي‌رود.

.
+ نوشته شده توسط سهیل در ۸۸/۰۶/۲۳ و ساعت 16:47 |
گذری بر زندگی دکتر مصدق

آغاز زندگی وجوانی

محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشرافی به دنیا آمد. پدرش میرزا هدایت‌الله معروف به «وزیر دفتر» از بزرگ مردان دوره‌ ناصری و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) فرزند عبدالمجید میرزا فرمانفرما و نوه عباس میرزا ولیعهد قاجار و نایب‌السلطنه ایران بود.

هنگام مرگ میرزا هدایت‌الله در سال ۱۲۷۱ شمسی محمد ده ساله بود، و ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایت‌الله به پسر ارشد او میرزا حسین خان، محمد را «مصدق‌السلطنه» نامید.
به گزارش ایران پترونت، محمد خان مصدق‌السلطنه پس از تحصیلات مقدماتی در تبریز به تهران آمد، به مستوفی‌گری خراسان گمارده شد و با وجود سن کم در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را جلب کرد. مصدق‌السلطنه در اولین انتخابات دوره مجلس مشروطیت به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان انتخاب شد ؛ ولی اعتبارنامه او به‌دلیل سن او که به سی سال تمام نرسیده بود رد شد.
مصدق‌السلطنه در سال ۱۲۸۷ شمسی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و به اخذ درجه دکترای حقوق نایل آمد.

والی‌گری و وزارت

مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. طبق این گزارش، مصدق‌السلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی‌گری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد. قریب چهارده ماه در کابینه‌های مختلف این سمت را حفظ کرد. در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه (مشار الملک) از معاونت وزارت مالیه استعفا داد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله عازم اروپا شد.
در این دوران قرارداد ۱۹۱۹ به امضای وثوق‌الدوله رسید و مخالفت گسترده آزادی‌خواهان ایرانی با آن شروع شد. دکتر مصدق نیز در اروپا به انتشار نامه‌ها و مقاله‌هایی در مخالفت با این قرارداد اقدام کرد. اندکی بعد مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست وزیری انتخاب شد، او را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد.
در مراجعت به ایران از طریق بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب تقاضای محترمین فارس به والی گری (استانداری) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در این مقام ماند.
پس از کودتای سید ضیاء و رضاخان، دکتر مصدق دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی داد. پس از استعفا از فارس عازم تهران شد ؛ ولی به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت.
با سقوط کابینه سید ضیاء، قوام السلطنه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق را به وزارت مالیه (دارایی) انتخاب کرد. با سقوط دولت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله از مصدق خواسته شد که والی آذربایجان شود. به خاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش به دستور رضاخان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد.
در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسی ها برای دو ملیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده‌اند, به شدت مخالفت کرد.
پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با او خودداری کرد.

 

103eeys.jpg

 

دوره رضاشاه



دکتر مصدق در دوره پنجم و ششم مجلس شورای ملی به وکالت مردم تهران انتخاب شد. در همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض شد و رضا خان سردار سپه نخست وزیر وقت به شاهی رسید، او با این انتخاب به مخالفت برخاست. با پایان مجلس ششم و آغاز دیکتاتوری رضاشاه دکتر مصدق خانه نشین شد و در اواخر سلطنت رضاشاه پهلوی به زندان افتاد ؛ ولی پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد.
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران به وسیله نیروهای شوروی و بریتانیا، رضا شاه از سلطنت برکنار و به افریقای جنوبی تبعید شد و دکتر مصدق به تهران برگشت. نهضت ملی‌شدن صنعت نفت ایران دکتر مصدق پس از شهریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره ۱۴ مجلس بار دیگر در مقام وکیل اول تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در این مجلس برای مقابله با فشار شوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت از مذاکره در مورد امتیاز نفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند، منع می‌شد.
در انتخابات دوره ۱۵ مجلس با مداخلات قوام‌السلطنه (نخست وزیر) و شاه و ارتش، دکتر مصدق نتوانست قدم به مجلس بگذارد. در این دوره هدف عوامل وابسته به بریتانیا این بود که قرارداد سال ۱۹۳۳ دوره رضاشاه را به دست دولت ساعد مراغه‌ای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند. بر اثر فشار افکار عمومی مقصود انگلیسی‌ها تأمین نشد و عمر مجلس پانزدهم به‌سر رسید.
در ۱۳۲۸ دکتر مصدق و همراهان وی اقدام به پایه گذاری جبهه ملی ایران کردند. گسترش فعالیت‌های سیاسی پس از شهریور۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مردم و به ویژه توجه آنان به وضع قرارداد نفت شده بود.
دکتر مصدق در مجلس و بیرون از آن این جنبش را که به «نهضت ملی شدن نفت» معروف شد، هدایت می‌کرد.

 

+ نوشته شده توسط سهیل در ۸۸/۰۶/۲۳ و ساعت 16:27 |
با سلام خدمت تمام بینندگان عزیز و گرامی.

این وبلاگ در مورد مردی که زندگی خود را در راه آزادی ایران فدا کرد و هیچ انتظاری هم از کسی نداشت ساخته شده است تا شاید به اطلاعات شما عزیزان بیفزاید و شناخت بیشتری در مورد این آزاد مرد داشته باشید .این جانب نیز تمام تلاش خود را برای گردآوری مطالب بیشتری در مورد دکتر مصدق می کنم.

 

+ نوشته شده توسط سهیل در ۸۸/۰۶/۲۳ و ساعت 16:2 |